در بازار پررقابت نوشیدنیهای منطقه ایران و خلیج فارس، حضور برندهای جهانی همچون کوکاکولا و پپسی همواره به عنوان خاطرخواه داشته است. با این حال، تحلیل دقیق زنجیره تأمین این محصولات در ایران، پرسشهای جدی و تاملبرانگیزی را پیش روی فعالان اقتصادی و مصرفکنندگان دغدغهمند قرار میدهد. پرسش اصلی اینجاست: وقتی از یک بطری نوشابه با برند بینالمللی در داخل ایران استفاده میکنیم، سود واقعی این چرخه به جیب چه کسانی میرود؟ اگر از کنار «بازی با کلمات و یا خلط مبحث» عدهای عبور کنیم باید گفت که واقعیت فنی تولید این نوشیدنیها در شرکتهایی نظیر «خوشگوار»، «ساسان» و «نیسان شرق» بر پایه یک وابستگی ساختاری بنا شده است. اگرچه این کارخانهها در داخل ایران مستقر هستند، تحریم بانکی هم هست برای انتقال پول و نیز سرمایه انسانی بومی را به کار گرفتهاند، اما قلب تپنده تولید آنها، یعنی «کنسانتره» یا همان عصاره محرمانه، همچنان از طریق شبکهای از واسطههای منطقهای تأمین میشود. این عصارهها عمدتا در واحدهای تولیدی غولهای آمریکایی در نقاطی نظیر ایرلند یا بنادر آزاد امارات تولید شده و با صرف هزینههای ارزی سنگین، از مسیرهای غیرمستقیم وارد خطوط تولید داخلی میشوند. این مدل اقتصادی به معنای آن است که بخش قابلتوجهی از بهای پرداختی توسط مصرفکننده، در نهایت «بابت خرید فرمول و برند» به شبکه مالی جهانی این شرکتها بازمیگردد.
در حقیقت، شرکتهای داخلی با وجود تلاش برای اشتغالزایی، به نوعی «مستأجر» برندهایی هستند که سود نهاییشان در بازارهای جهانی، صرف پروژههایی میشود که با منافع کلان منطقه همخوانی ندارد. سرمایهگذاریهای چندمیلیاردی این شرکتها در حوزههای تکنولوژی و زیرساختی در نقاط حساس جهان، گواهی بر این مدعاست که هر سنتِ حاصل از فروش عصاره، در یک چرخه بزرگتر مالی نقشآفرینی میکند، حتی سرمایهگذاری در اسرائیل (قدس اشغالی)! در مقابل این مدل وابستگی، تجربه موفق برندهای صددرصد ایرانی همچون «زمزم» الگویی قابلاتکا از استقلال صنعتی را ارائه میدهد. زمزم با تکیه بر دانش متخصصان داخلی، موفق به شکستن انحصار فرمولاسیون عصاره شد. این برند برخلاف رقبای لایسنسدار خود، هیچ ارزی بابت خرید کنسانتره از واسطههای خارجی خارج نمیکند و تمام فرآیند تولید، از طراحی طعم تا بستهبندی را به صورت کاملاً بومی مدیریت مینماید. موفقیت این برند در بازارهای صادراتیِ کشورهای اسلامی و منطقه، ثابت کرد که میتوان بدون اتکا به نامهای عاریهای، محصولی با کیفیت جهانی عرضه کرد. استقلال کامل زمزم نه تنها یک پیروزی فنی، بلکه یک دستاورد راهبردی در مدیریت منابع ارزی است. امروز، حمایت از نوشیدنیهایی که ریشه در خاک و دانش ایرانی دارند، تنها یک انتخاب سلیقهای نیست؛ بلکه یک گام بلند در جهت قطع شریانهای مالی واسطهگری و تقویت بنیه اقتصادی تولید ملی است. زمان آن فرا رسیده که با جایگزینی برندهای مستقل، به نفع اقتصاد بومی و در راستای حاکمیت بر ذائقه خود قدم برداریم. عینک لجبازی را اگر کنار بگذاریم شاید دریابیم که برای مواردی، میتوان از «جایگزین مطلوبِ آن» استفاده کرد به خصوص نوشابه که اکنون در کشور عزیزمان انتخابهای متنوعی برایش هست.