در قسمتی از «روایت فتح»، آن كشاورز مهربان سِميرمی كه چهار پسر و سه دختر داشت، خود را سرباز امام زمان میدانست و میگفت: «يا زيارت يا شهادت.» این گفته او، تفسير اين آيه مباركه است كه «قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيين؟». به تعبیر شهید آوینی: «سربازان امام زمان اهل ولايت و اطاعت هستند و سر به فرمان سپردهاند.»
آن آدمها از ما خیلی دور نبودند و در ظاهر، دستنیافتنی هم نیستد و البته اکثر ما در جملاتمان یک کلیشه هست: «مثل شهدا زندگی کنیم». برداشت من از تمامی تعابیر در اینباره این است که اگر قائل به حکومت حضرت حجت (عج) هستیم و دوست داریم یکی از همراهان ایشان موقع قیام باشیم، از همین لحظه باید تمرین کنیم برای ایجاد یک مدینه فاضله(به عنوان آرمان)؛ هرجایی که هستیم چنین امکانی هست… زندگی شخصی، خانوادگی، اجتماعی و کاری.
یک مَثل در زبان انگلیسی هست: «practice makes perfect» که برگردان فارسی آن به صورت لغوی: «تمرین کامل میسازد» است و در معنی اصطلاحی آن میگوییم: «تمرین زیاد باعث موفقیت در کاری میشود» و شبیه همان را ما در فارسی داریم با جمله: «کار نیکو کردن از پر کردن است» که آن را در ادبیات اینگونه معنی میکنند: «برای رسیدن به موفقیت و هدفی که در ذهن داریم، باید تلاش کرده و سختی بسیار کشیم تا کار را تمام کنیم».
دیدگاه شخصی بنده این است که اگر نگاه آرمانی ما هرچه پیش میرود با توجه به رخدادهای زمینی، کمرنگتر شود و برای استقامت در مسیر، تمرین نکنیم، یک لحظه به خود میآییم و میبینیم روزهای آخر زندگی رسیده و ما فقط عُمرمان را بدون ذرهای «مثمر بودن» گذراندیم.
اگر میگوییم: «نمیشود»، پس چطور شهید آوینی در زمانی که خیلی هم دور نیست اینطور میگوید: «دشمن با اينكه بارها تجربه كرده است با آهن نمیتواند بر ايمان ما غلبه كند، اما چارهای ندارد جز اينكه از همين طريق عمل كند. او میخواهد ما را بترساند. خوب اين معنا را دريافته است كه اگر ما بترسيم، ديگر از ايمانمان كاری ساخته نيست. اما سربازان امام زمان(عج) از هيچ چيز جز گناهان خويش نمیترسند».